هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

51

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

خطاب « يا ايّها الّذين امنوا بالبيعة العامة امنوا بالبيعة الخاصة » ، در « غدير خم » و ميخانهء دل گروند . اجمالا مظاهر تامّه الوهيت ، « 1 » در لباس « بشريت » ، كه لباس جامعه حقّ است و اكمل همه ، فرمود : « أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ » * « 2 » . [ بيت ] ز آن‌كه جنسيّت عجايب جاذبى است * جاذب جنس است ، هرجا طالبى است منقطع نگردد ، ازلا ابدا بوده و هست و خواهند بود ؛ بلكه مىگويند حكماء الهيّه ، كه جعل خليفه مقدم است بر خليفه ؛ امّا غالب كسانى كه دعوى طلب و اظهار « درد » را مىنمايند و مىگويند [ كه ] تحقيق نموديم و كسى را نيافتيم و نديديم ، از اين وجوه خالى نيست ، يا معنى طلب را نفهميده ، اظهار دردى كه مىنمايد از بىدردى است . بگويند هرچه در زبان آيد و بخورند آن‌چه در ميان آيد ، جز هرروزه هوسى در سر داشتن ، طلبى ندارد . آخر اى بىدرد ، اگر به قدر « سردرد » طلب راه حق در سر تو بود ، جز از عقب « طبيب » رفتن و حرف از دواى درد پرسيدن ، ديگر هيچ خيالى و هوائى داشتى ؟ [ بيت ] طبيب عشق ، مسيحا دم است و مشفق ، ليك * چو در تو « درد » نبيند ، كه را دوا بكند ؟ و يا آن‌كه فى جمله دردى و طلبى بوده و طبيبى به او رسيده و نسخهء شربت معجون را به دستش داده ، ولى نياشاميده يا به شروطى كه فرموده ، رفتار ننموده [ است ] ؛ مىفرمايد : « فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ » « 3 » ، معلوم است « درد » رفع نشده و مرض مزمن شده [ است ] ، و آن لطيفهء غيبى را كه مهمانش بود ، غذاى مناسبى به او نداده ، مىرود . « الّذين امنوا و عملو الصّالحات و لا علم الّا بالعمل » فرموده ، و علاجش مشكل ، تا ديگر دوره چه اقتضا نمايد . [ بيت ]

--> ( 1 ) . در اصل : الهيت ( 2 ) . دو عبارت شبيه به هم در سورهء كهف - آيه 110 و سوره فصلت - آيه 6 . ( 3 ) . « فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ » . ( سورهء بقره - آيه 152 ) .